|
در حضوری به رنگ لاجورد و عقیق نام تو را صدا زدم وتمام فرشتگان با من هم صدا شدند و شبم مهتابی شد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 11:31 توسط محمـد رضــا |
|
|
شیشه ی پنچره را باران شست
از دل من اما ..... چه کسی نقش تو را خواهد شست. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 22:16 توسط محمـد رضــا |
|
|
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت
گفت:ای عاشق دیوانه فراموش شوی سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 14:33 توسط محمـد رضــا |
|
|
آنگاه که تو در کنارم نیستی
شب یا روز کدام یک بهترند...چه بگویم آنگاه که تو در کنارم نیستی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 17:8 توسط محمـد رضــا |
|
|
در چشمان من طوفان غم دارد
ولی خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:30 توسط محمـد رضــا |
|
|
بر تو چون ساحل آغوش گشودم
در دلم بود که دلدار تو باشم وای بر من که ندانستم از اول روزی آید که دل آزار تو باشم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 22:36 توسط محمـد رضــا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 13:30 توسط محمـد رضــا |
|
|
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر که سحر نزدیک است هر دم این بانگ بر آرم از دل وای این شب چقدر تاریک است.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 16:39 توسط محمـد رضــا |
|
| منوی اصلی |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو تماس با من |
| درباره وبلاگ |
میان پنجره و دیدن همیشه
فاصله هست...... کاش نگاه میکردم! |
| آرشیو وبلاگ |
|
دی 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| موزیک |
| خبرنامه |
| ساعت |
|
|
| لوگوی دوستان |
| لوگوی من |
Click here to get my Logo code
|
| آمار وبلاگ |